هر وقت... - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 9:15
هر وقت منتظرت می ذارم با لبخند زدنت، با ارزش ترین لحظه های دنیا رو بهم می دی پس من هم آغوشم، احساسم رو تقدیم تو می کنم
داستان عاشقانه - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 9:15
این یه داستان عاشقانه است، نمی تونم پنهانش کنم، نمی تونم چشمانم رو که فقط تو رو می بینن ببندم حتی اگه تمام دنیا رو بهم بدن با تو عوضش نمی کنم عاشقتم ... یک روزی میام سمتت، آغوشت رو برام باز کن
توبه - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 9:15
نادیا نیازی نیست هر بار تو به خاطر اون مرد توبه کنی کی واسه اون مرد بجز خودش مهمه ... باید به حال خودم بخندم چون با دوست داشتنش خودم رو مسخره کردم
گاه گداری - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 9:15
به قول خودت گاه گداری بهش سر می زنم به جهنم که سر می زنی با این کلمه سنگینت گاه گداری بهش سر می زنم لجن...
خدا آرزوم رو برآورده کن - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 9:15
خدایای مهربون من رو خوشبخترین آدم؛ نه ، خوشبخترین زن تو کل کره زمین قرار بده
دیار کهنه - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 8:51
دیگر جایی در این دیار ندارم دیار کهنه تو برای من زندانی شدی که تمام دیوارهاش از نرده های آهنی ساخته شده...
ازدواج کن لطفاً - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 6:33
دوباره حرف از ازدواج من شد فقط یه چیز به همه گفتم که هر وقت تو ازدواج کردی، من هم می رم می رم پی زندگیم خاطراتت ، خاطراتمون از هر چی که نذاشتم خاطراتت بشه رو پس نمی دم مال منه بهت می گم من هیچ سهمی از تو ندارم نمی خوام مال من باشی برو دنبال زندگیت اما قبل از اینکه بری قلبم رو بده من آدمی نیستم که عا...
مخمل - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 6:33
روی دریای نقره ایی فام، مخملی پهن کردم از رویاهای کودکی، آرزوهای جوانی .. اما دریای نقره ایی گون مخملی از رویاها و آرزوها نمی خواهد شاید عمق دریا رویاها و آرزوهایم را جا دهد چون هیچ جایی ندارد در آن فقط خنده ها را جا می دهم از سختی فرار می کنم حتی اگر آواره باشم، شاید عمق دریا مرا جا دهد...
شعر مورد علاقه من - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:23
از حسن گلنراقی مرا ببوس ♫♫ مرا ببوس مرا ببوسبرای آخرین بارترا خدانگهدارکه میروم بسوی سرنوشتبهار ما گذشتهگذشته ها گذشتهمنم به جستجوی سرنوشتدر میان توفانهم پیمان با قایقرانهاگذشته از جان باید بگذشت از طوفانهابه نیمه شبهادارم با یارم پیمانهاکه برفروزم آتشها در کوهستانها آهشب سیهسفر کنمز تیره راهگذر کنم...
برگی به رنگ پاییز - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:23
به رنگ پاییز برگی می شوم سرخ، نه زرد یا شاید نارنجی... برگی روی برکه اقیانوس، تنها و خیس با اشعه سبز طلوع می کند طلوع نارنجی که آخرش به تاریکی ست؛ بیدار بمان برگ نارنجی دلم را به امید تو زنده نگه داشتم ... ............................................ خدایا فکر می کردم اگه از نظر کاری ارتقا بگیرم و ج...
قرن 21 - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 2:30
الان تو قرن 21 هستیم از 2001 شروع شد که من چند سالم می شد 15 ساله و 2100 به پایان می رسه و قرن 22 شروع می شه... یک قرن قرار بگذره و با گذشت زمان چه اتفاقاتی می افته، هیچ کس نمی دونه ولی این گذشت زمان مثل برق و باد می گذره و می رسه چه ما زنده باشیم چه نباشیم ... چند سال زنده ام اگه زنده باشم، 2100 می...
دلم می خواد... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 21:58
دلم می خواد کسی من رو دوست داشته باشه وقتی تو سرما راه می رم بگه الان تو سرماست و مریضه می شه باید برم پیشش دلم می خواد من و بخواد خسته ام از آدمای که من رو به خاطر چند متر بودن خونه می خوان خوب انقدر براش ... نمی خوام چیزی بگم
دوست داشتن چیه؟ - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:29
دوست داشتن چیه ؟ دوست داشتن؛ خوبیه، دوستی... دوست داشتن؛ تلاشه
خاطره ها... - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:29
خاطره ها در قلبم به یاد تو حک شدن دوستت دارم فرصت نشد بگم فرصت ها، خاطره شد... می ترسم، می ترسم از خاطره های تو
الان کم کم اشکام سرازیر می شه ... - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:29
الان کم کم داره اشکام سرازیر می شه نمی دونم کی سیل عظیمی از اشکام راه بیوفته دلم خیلی گرفته
وعده دیدار - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:29
دلم هوای تو رو می خواد نه نه به هوایی که داری تنفس می کنی حسودی می کنم هوا هم از تو سهمی داره اما من هیچ سهمی از تو ندارم ... به خدا حسودی می کنم، خدایی که تو از آن اونی به همه کس و همه چیز، که نزدیک تو رقاصی می کنه حسودی می کنم حاضر نیستم تو رو با کسی سهیم بشم، اما نمی شه تمام تو سهم من نمی شه نمی ...
نقطه سیاه زندگیم - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:28
عجیبه خیلی زیاد در حالی که تمام سعی خودم رو دارم می کنم که عوض شم یعنی بهترین باشم تو کارم و زندگیم با تمام ناامیدی هام ولی باز تو نقطه ضعفم باید باشی خیلی وقت می شه سرکفت نشنیدم ولی هر بار که اسم تو رو به زبون می یارم همه نابودم می کنن حرفاشون مثل خنجری می مونه که تو قلبم و جسمم وارد می شه مثل تو ف...
ادامه دوست داشتن - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:28
دوست داشتن؛ محبت ، دوستی ، تلاش؛ نه کافی نیست عشق باید بدون ترس باشه،انقدر بهش اعتماد داشته باشی که چشم انتظار نمونی، من مجنون نمی خواستم چون لیلی نبودم من فقط رضایی بدون ترس می خواستم ، می خواستم بهش تکیه کنم دروغ نباشه می خواستم لمسش کنم اما به راستی می خواستم به همه ثابت کنی که تنهام نمی ذاری اما...

برچسب‌های مرتبط

هر وقت که بارون میزنه | هر وقت دلت گرفت | هر وقت دلتنگ شدی | داستان عاشقانه | داستان عاشقانه کوتاه | داستان عاشقانه کوتاه و زیبا | توبه نصوح | توبه گرگ مرگ است | گاه گداری | امیر یگانه گاه گداری