
نادیا نیازی نیست هر بار تو به خاطر اون مرد توبه کنی کی واسه اون مرد بجز خودش مهمه ... باید به حال خودم بخندم چون با دوست داشتنش خودم رو مسخره کردم...
ادامه مطلب
روی دریای نقره ایی فام، مخملی پهن کردم از رویاهای کودکی، آرزوهای جوانی .. اما دریای نقره ایی گون مخملی از رویاها و آرزوها نمی خواهد شاید عمق دریا رویاها و آرزوهایم را جا دهد چون هیچ جایی ندارد در آن فقط خنده ها را جا می دهم از سختی فرار می کنم حتی اگر آواره باشم، شاید عمق دریا مرا جا دهد... ...
ادامه مطلب
به رنگ پاییز برگی می شوم سرخ، نه زرد یا شاید نارنجی... برگی روی برکه اقیانوس، تنها و خیس با اشعه سبز طلوع می کند طلوع نارنجی که آخرش به تاریکی ست؛ بیدار بمان برگ نارنجی دلم را به امید تو زنده نگه داشتم ... ............................................ خدایا فکر می کردم اگه از نظر کاری ارتقا بگیرم و جایی که دلم می خواد برسم همه چیز درسته می شه اما من هنوز در آینه آدم زنده بی تحرکم می بینم خدایا زندم کن اگه باز زنده بی تحرک بشم مثل گذشته ها، شاید تا ابد به رنگ نارنجی بمونمxa0 ... خسته ام... ...
ادامه مطلب